خیال امدن نداری
با سلام
خیال امدن نداری ؟
نسیم هرصبح عطر امدنت را
درمیان کوچه های انتظار جا می گذارد
ومن بادستمالی خیس ازصبر
دیوارهای تردید را پاک میکنم
وشکوه نگاهت را درمیان هاله ای ازامید میکشم
ایا روزامدن تو...
شاید من زودتر بار سفربندم
دگرتاب انتظار ندارم

