حرف دل ایمان
با سلام به شما همراهانم
بگوئید بر گورم بنویسند
زندگی را دوست داشت
ولی آن را نشناخت
مهربون بود ولی مهر نورزید
طبیعت را دوست داشت
ولی از آن لذت نبرد
در آبگیر قلبش جنب و جوش بود
ولی کسی بدان راه نیافت
در زندگی احساس تنهائی می نمود
ولی هرگز دل به کسی نداد
و خلاصه بنویسید
زنده بودن را برای زندگی دوست داشت
نه زندگی را برای زنده بودن
.: در نقطه اوج جوانی پیر شدم :.
زندگی را دوست داشت
ولی آن را نشناخت
مهربون بود ولی مهر نورزید
طبیعت را دوست داشت
ولی از آن لذت نبرد
در آبگیر قلبش جنب و جوش بود
ولی کسی بدان راه نیافت
در زندگی احساس تنهائی می نمود
ولی هرگز دل به کسی نداد
و خلاصه بنویسید
زنده بودن را برای زندگی دوست داشت
نه زندگی را برای زنده بودن
.: در نقطه اوج جوانی پیر شدم :.
ایمان مکس Iman Max

